مهرانگیز پیوسته گر؛ سیده افروز موسوی
دوره 13، شماره 23 ، خرداد 1393، ، صفحه 47-62
چکیده
هدف از پژوهش حاضر، یافتن تاثیر آموزش مهارت های خود تنظیمی بر شادکامی دانش آموزان دختر مقطع اول دبیرستان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود . نمونه آماری پژوهش شامل30 نفر دانش آموز بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش،، پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر، یافتن تاثیر آموزش مهارت های خود تنظیمی بر شادکامی دانش آموزان دختر مقطع اول دبیرستان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود . نمونه آماری پژوهش شامل30 نفر دانش آموز بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش،، پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه راهبردهای یادگیری خود تنظیمی پینتریچ(MSLQ) بود. گروه آزمایش در شش جلسه آموزش مهارت های خود تنظیمی شرکت نمود، ولی گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون t مستقل استفاده شد. نتایج نشان داد که بین دو گروه (در نمره شادکامی) تفاوت معناداری وجود دارد؛(P<0.0001) بدین صورت که آموزش مهارت های خود تنظیمی، میزان شادکامی دانش آموزان را افزایش داده و این حالت بعد از گذشت یک ماه نیز حفظ شده بود. همچنین، گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، عملکرد بهتری در باورهای انگیزشی و راهبردهای یادگیری خود تنظیمی نشان دادند.
مهرانگیز پیوسته گر؛ سید افروز موسوی؛ لیلا مقتدر
دوره 12، شماره 21 ، آذر 1392، ، صفحه 57-70
چکیده
هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت روان، شادکامی و بهزیستی زنان میانسال با فعالیت هوازی منظم، نامنظم و غیرفعال است. روش پژوهش به صورت علی ـ مقایسه ای و نمونه مورد مطالعه شامل 200 نفر از زنان مراجعهکننده به مراکز خانه سلامت بودند که به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. 75 نفر آنها دارای فعالیت هوازی منظم، 74 نفر فعالیت هوازی نامنظم ...
بیشتر
هدف از پژوهش حاضر مقایسه سلامت روان، شادکامی و بهزیستی زنان میانسال با فعالیت هوازی منظم، نامنظم و غیرفعال است. روش پژوهش به صورت علی ـ مقایسه ای و نمونه مورد مطالعه شامل 200 نفر از زنان مراجعهکننده به مراکز خانه سلامت بودند که به صورت نمونهگیری در دسترس انتخاب شدند. 75 نفر آنها دارای فعالیت هوازی منظم، 74 نفر فعالیت هوازی نامنظم و 51 نفر آنها غیرفعال بودند. آزمودنی ها، پرسشنامه سلامت عمومی(GHQ)، پرسشنامه شادکامی آکسفورد و پرسشنامه بهزیستی شخصی را پرکردند. به منظور تجزیه و تحلیل آماری داده ها از روش های آماری تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد. نتایج پژوهش حاضر نشان داد که زنان غیرفعال، دارای اضطراب، نشانه های جسمانی و افسردگی بیشتری نسبت به زنان با فعالیت هوازی منظم و نامنظم هستند. همچنین، نتایج نشان داد که بین شادکامی، بهزیستی و سلامت روان در زنان با فعالیت هوازی منظم و نامنظم تفاوت معناداری وجود ندارد. به عبارت دیگر، فعالیت هوازی با هر وضعیتی به خصوص اوقات فراغت می تواند موجب افزایش سلامت روان زنان گردد. در این تحقیق تفاوت معنادار شاخص های سلامت روان، شادکامی و بهزیستی بین زنان با فعالیت هوازی منظم و نامنظم با زنان غیرفعال، بیانگر تأثیر مهم فعالیت هوازی به عنوان یکی از عوامل پیشگیری از اختلالات روانی و کمک به آنها در سازگاری با عوامل فشارزاست.