مهرانگیز محمدخانی؛ سعیده گروسی؛ مهدی امیرکافی؛ داریوش بوستانی
چکیده
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته زنان قربانی آزار سایبری در پارادایم تفسیرگرایی با رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختارمند است. مشارکت کنندگان 30 زن قربانی بین 18 تا 35 هستند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه ها در شش مقوله محوری"بافت سنتی خانواده و اجتماع"، ...
بیشتر
پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجربه زیسته زنان قربانی آزار سایبری در پارادایم تفسیرگرایی با رویکرد کیفی و روش نظریه داده بنیاد انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختارمند است. مشارکت کنندگان 30 زن قربانی بین 18 تا 35 هستند که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه ها در شش مقوله محوری"بافت سنتی خانواده و اجتماع"، "تجربه موقعیت های بحث برانگیز"،"تجلی مناسبات مبتنی بر تهدید و فشار بر قربانی"،"اتخاذ رهیافت کنش عقلانی مبتنی بر احتمال داغ بی اعتباری"، " اتخاذ رهیافت مقابله قاطعانه با آزارگری" و"اثرات فردی، خانوادگی و اجتماعی" دسته بندی شد. مقولۀ هسته پژوهش"آگاهی دوپاره زنان و بازاندیشی هراس های نیمه تشخیص داده شده"است. مدل پارادایمی در ۶ دسته اصلی طبقه بندی شد: 1- شرایط زمینه ای: مرتبط با مقوله محوری بافت سنتی خانواده و اجتماع. 2- شرایط علی: مرتبط با تجربه های قربانی در موقعیت های بحث انگیز.3- شرایط مداخله گر: مرتبط با تجلی مناسبات مبتنی بر تهدید و فشار بر قربانی. 4- راهبردها: مرتبط با رهیافت کنش عقلانی مبتنی بر احتمال داغ بی اعتباری از سوی قربانی. 5- تعاملات: مرتبط با رهیافت مقابله قاطعانه با آزارگری.6- پیامدها: مرتبط با تاثیراث فردی، خانوادگی و اجتماعی آزار سایبری بر قربانی است. یافته ها نشان میدهد زنان در بسترهای سنتی در تعامل با ارتباطات نوین با چالش های بنیادینی روبرو هستند که کیفیت زندگی آنها را متاثر و دچار اختلال می کند و به بازاندیشی و دگردیسی نوینی در رویکرد های جنسیتی در خانواده و جامعه نیاز است.
ربابه اصلانی؛ صمد رسول زاده؛ مهرداد محمدیان
چکیده
بیگانگی اجتماعی با تأثیری که بر مشارکت مدنی، اعتماد و نشاط اجتماعی دارد، همواره محل پرسش جامعهشناسان بوده است. این پژوهش بر پایه نظریه گیدنز، بوردیو و روثستاین با هدف مطالعه بیگانگی اجتماعی جوانان و نقش فساد ادراک شده در آن با روش پیمایش و استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان 14 تا 29 ساله استان ...
بیشتر
بیگانگی اجتماعی با تأثیری که بر مشارکت مدنی، اعتماد و نشاط اجتماعی دارد، همواره محل پرسش جامعهشناسان بوده است. این پژوهش بر پایه نظریه گیدنز، بوردیو و روثستاین با هدف مطالعه بیگانگی اجتماعی جوانان و نقش فساد ادراک شده در آن با روش پیمایش و استفاده از پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. جامعه آماری پژوهش شامل جوانان 14 تا 29 ساله استان اردبیل بود که با شیوه نمونهگیری طبقه ای متناسب با حجم و با استفاده از فرمول کوکران 373 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. روایی و پایایی سازههای پرسشنامه با استفاده ازنرم افزار PLS محاسبه شد که براساس مقدارAVE، پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ، پرسشنامه از روایی و پایایی مطلوبی برخوردار بود.
یافتهها نشان داد که سطح بیگانگی اجتماعی و فساد ادراک شده در بین جوانان استان اردبیل پایینتر از متوسط و تأثیر فساد ادراک شده بر بیگانگی اجتماعی معنادار است. همچنین، تأثیر فساد ادراک شده با مداخله متغیرهای سرمایههای اقتصادی و فرهنگی و با کنترل متغیرهای جمعیتشناختی (جنسیّت، تأهل و محل سکونت) در بیگانگی اجتماعی جوانان معنادار می باشد. شاخصهای برازش مدل معادلات ساختاری نشان داد بین دادههای تجربی با مدل مفهومی پژوهش همخوانی بالایی وجود دارد.