نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری مدیریت ورزشی، گروه مدیریت ورزشی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

2 استادیار گروه مدیریت ورزشی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

3 دانشیارگروه مدیریت ورزشی، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی ،سنندج، ایران

4 استادیار/گروه مدیریت، واحد سنندج، دانشگاه آزاد اسلامی، سنندج، ایران

چکیده

هدف پژوهش حاضر، ارائه الگوی پارادایمی توسعه پایدار ورزش همگانی با رویکرد فرهنگی- اجتماعی به شیوه داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه متخصصان، صاحب نظران، سیاست گذاران، مشاوران و فعالان حوزه ورزش همگانی تشکیل می دادند و روش نمونه­گیری به صورت غیر احتمالی- هدفمند بود. اندازه نمونه در این پژوهش بر مبنای شاخص اشباع نظری برابر با 16 نفر شد. داده ها بر اساس مصاحبه باز و بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل گردیدند که 141 مفهوم اولیه، 24 کد محوری و 5 کد گزینشی به دست آمد.
نتایج به دست آمده از تجزیه و تحلیل مصاحبه های کیفی نشان داد که عوامل مداخله گر شامل عدم پوشش و حمایت رسانه ها، عدم توجه به ذائقه مخاطبان، لذت بردن و علایق شخصی و بی توجهی سیاست گذاران و پیامدها شامل بهبود تعاملات اجتماعی، افزایش میزان مشارکت در فعالیت بدنی، نهادینه کردن ورزش همگانی در جامعه و تغییر نگرش و رفتار افراد به ورزش همگانی بودند. براساس مدل تحقیق، یکی از راهبردهای نهادینه کردن ورزش همگانی در زندگی روزمره مردم، تدوین برنامه نظام مند برای تمامی نهادهای اجتماعی است.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Presentation a Paradigm Pattern for the Sustainable Development of Sport for All with a Socio-Cultural Approach

نویسندگان [English]

  • Afshin Akhgar 1
  • mozhgan Khodamoradpoor 2
  • Mozafar Yektayar 3
  • heresh soltanpanah 4

1 PhD Student in Sports Management, Department of Sports Management, Sanandaj Branch, Islamic Azad University, Sanandaj, Iran

2 Assistant Professor of Sports Management Department, Sanandaj Branch, Islamic Azad University, Sanandaj, Iran

3 Associate Professor of Sport Management Department , Sanandaj Branch, Islamic Azad University, Sanandaj, Iran

4 Assistant Professor, Department of Management, Sanandaj Branch, Islamic Azad University, Sanandaj, Iran

چکیده [English]

The research is to offer a paradigm model for the sustainable development of sport for all based on an interactive, socio-cultural approach by using Grounded-Theory. The statistical population included specialists, experts, policy-makers, consultants and activists in the field of sport for all. Moreover, the sampling procedure comprised non-probability sampling with purposeful selection and the sample size was 16, based on the theoretical saturation index. In the next stage, the collected data was analyzed, using an open interview based on the three stages of open, axial, and selective coding. Having analyzed the data, the researchers identified 24 axial codes and five selective ones for the initial 141 concepts. The results, which were gleaned from the analysis of qualitative interviews, suggested that, on the one hand, the intervening factors included lack of media coverage and support, disregard for audience tastes, enjoyment and personal interests, and finally, negligence on the part of policy-makers. The consequences, on the other hand, encompassed the improvement of social interactions, the increasing rate of participation in physical activities, the institutionalization of public sports in the society as well as changes in people’s attitudes and behavior with regards to public sports.
Finally, it could be argued that according to the research model, one of the best strategies for the institutionalization of sport for all in people’s daily lives is to develop a systematic program involving all essential social institutions.

کلیدواژه‌ها [English]

  • sustainable development
  • public sports
  • cultural-social approach

ارائه الگوی پارادایمی توسعه پایدار در ورزش همگانی براساس رویکرد تعاملی فرهنگی اجتماعی

افشین اخگر[1]

مژگان خدامرادپور[2]

مظفر یکتایار[3] 

هیرش سلطان پناه[4]

10.22034/SSYS.2022.1749.2247

 

تاریخ دریافت مقاله: 10/12/1399

                                                                                 تاریخ پذیرش مقاله:25/2/1400

 

مقدمه

امروزه یکی از مهم ترین راه های توسعه کشورها، مشارکت فعال مردم است و دولت ها سعی در برطرف کردن موانع مشارکت مردم در فعالیت های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارند(موسوی  و همکاران، 1396). مشارکت اجتماعی، یکی از مؤلفه های اساسی در سازمان دهی فعالیت های انسان در حیات اجتماعی و کنشی داوطلبانه و پیوند دهنده با رویکرد دگرخواهانه است که تأثیر زیادی بر همبستگی و انسجام در جامعه دارد و از این رو، در کانون توجه عالمان علوم اجتماعی بوده است. در دهه های اخیر مشارکت اجتماعی در چارچوب نهادمندسازی فعالیت های افراد به صورت یکی از شاخص های توسعه ای مدنظر قرار گرفته است (هاشمی و همکاران، 1398). ورزش دارای یک وجه ارتباطی است که بر غنی ساختن تعامل میان انسان ها اثر می گذارد. ارتباطات، مناسبات و تماس­های ورزشی نوعی از روابط اجتماعی در معنای خاص است که به تولید شبکه­های روابط ورزشی- اجتماعی در سطوح مختلف جامعه و در بین اقشار و نهادهای مختلف آن می­پردازد. بیشتر جامعه شناسان ورزشی در این نکته هم عقیده هستند که فرصت های تعامل اجتماعی که از طریق ورزش و درونمایه­های آن (آموزش و تمرین، رقابت، تماشا، جابه جایی و غیره) دست می­دهد، آشکارا به خلق ارزش­های پذیرفته شده اجتماعی و کسب هنجارهای مورد پذیرش اجتماعی مطلوب اجتماعی کمک می­کند (پیسکور[5] و همکاران، ۲۰۱۴). در ادبیات جامعه شناسی، شبکه های اجتماعی غیررسمی، یکی از راه های اصلی تقویت روابط و پیوندهای اجتماعی میان افراد و به تبع آن افزایش اعتماد اجتماعی می باشد و از آنجا که ورزش همگانی نوع غیر رسمی و داوطلبانه ورزش است که می­تواند فضای مطلوبی را جهت افزایش روابط متقابل و پیوندهای عاطفی و نزدیک بین افراد مختلف جامعه مهیا کند، پس ورزش همگانی می تواند از طریق کارکردها و ساز و کارهای خاص خود به تقویت اعتماد اجتماعی کمک کند. (آصفی و حسنی دستجردی، ۱۳۹۵). ورزش همگانی از طریق ارتقای سلامت افراد جامعه موجب افزایش امید به زندگی می شود و به عنوان یکی از زیر شاخص های توسعه انسانی در جوامع قلمداد می گردد. گذشته از این، ورزش همگانی در یک جامعه کارکردهای مطلوبی چون: افزایش همدلی، تقویت همبستگی و مشارکت اجتماعی، تحکیم روابط و پیوندهای اجتماعی و کمک به فرآیند جامعه پذیری افراد دارد (خالدی و همکاران، 1397). گسترش و توسعه ورزش همگانی، یکی از گزینه های موثر در زمینه توسعه ورزش و فعالیت بدنی در میان طبقات مختلف مردم و جامعه است. این نوع ورزش به عنوان ساده ترین فعالیت ورزشی است که در آن هر کس می­تواند به صورت جداگانه آن را انجام دهد و هزینه بسیار اندکی دارد. بدون تردید انجام فعالیت های فرهنگی و تفریحی در زمان اوقات فراغت اگر به روش صحیح و با رعایت مصالح جامعه توام باشند، دارای کار کردهای اجتماعی و فرهنگی مفیدی خواهد بود(محمدی گیلانی و همکاران، ۱۳۹۶).

نکته در خور توجه پیرامون ورزش همگانی این است که توسعه ورزش همگانی به شرایط اجتماعی و فرهنگی بستگی دارد. جامعه شناسان ورزشی به این موضوع در قالب کلی جامعه پذیری ورزشی توجه کرده اند. آنها معتقدند ورزش همگانی بدون ارتباط با تاثیرات اجتماعی و عادت­های فرهنگی در انزوا نمی­تواند درک شود و فرآیندهای اجتماعی و فرهنگی موجب رشد فزآینده مشارکت ورزشی در زندگی مردم می گردد (مگان[6]، 2016). ورزش همگانی در جهان با اهداف افزایش مشارکت تمام گروه­های اجتماعی و فراهم کردن تکثرگرایی در ورزش، تقویت ورزش قهرمانی، توسعه و ارتقای سلامتی و گسترش تفریحات سالم و ورزش تفریحی پایه گذاری شده است (کلایس[7]، ۲۰۱۷). ورزش دارای یک وجه ارتباطی است که بر غنی ساختن تعامل میان انسان ها اثر می گذارد. ارتباطات، مناسبات و تماس­های ورزشی نوعی از روابط اجتماعی در معنای خاص هستند که به تولید شبکه­های روابط ورزشی- اجتماعی در سطوح مختلف جامعه و در بین اقشار و نهادهای مختلف آن می­پردازند. تمامی جامعه شناسان ورزشی در این نکته هم عقیده هستند که فرصت های تعامل اجتماعی که از طریق ورزش و درون مایه­های آن (آموزش و تمرین، رقابت، تماشا، جابه جایی و غیره) دست می­دهد، آشکارا به خلق ارزش­های پذیرفته شده اجتماعی و کسب هنجارهای مورد پذیرش اجتماعی مطلوب اجتماعی کمک می­کند. آلد[8] (2008) بیان می کند که ورزش با توجه به خصلت اجتماعی خود، دارای پتانسیل غلبه بر حل مفهوم چالش برانگیز شکل گیری هویت از میان هویت های فرهنگی چند پاره و مسائل متعاقب آن از طریق تطبیق نقش­های چندگانه بالقوه افراد می­باشد. ورزش می­تواند فرصت برقراری دوستی­­های جدید در مرزبندی­های اجتماعی را فراهم نماید و این فرایند ورای شرکت کنندگان در ورزش، سایر افراد نزدیک به آنها را که مشارکتی در ورزش ندارند، را نیز شامل می شود (به نقل از هامر[9] و همکاران، 2014). در ادبیات جامعه شناسی، شبکه های اجتماعی غیررسمی یکی از راه های اصلی تقویت روابط و پیوندهای اجتماعی میان افراد و به تبع آن افزایش اعتماد اجتماعی می باشد و از آنجا که ورزش همگانی نوع غیر رسمی و داوطلبانه ورزش است که می­تواند فضای مطلوبی را جهت افزایش روابط متقابل و پیوندهای عاطفی و نزدیک بین افراد مختلف جامعه مهیا کند، پس ورزش همگانی می تواند از طریق کارکردها و ساز و کارهای خاص خود به تقویت اعتماد اجتماعی کمک نماید. در این راستا، جونس[10] و همکاران (2007) پنج کار کرد اجتماعی را برای ورزش همگانی برشمرده است: کارکرد اجتماعی- عاطفی، کارکرد اجتماعی شدن، کارکرد تکاملی و یکپارچه سازی، کارکرد تحرک، اجتماعی و کارکرد سیاسی. از این رو، ورزش همگانی می­تواند فضایی مناسب جهت حضور و مشارکت جوانان را فراهم آورد و از طریق تقویت روابط متقابل آنها با سایر افراد و اقشار جامعه و نیز افزایش میزان تعلق و آگاهی اجتماعی آنها و انتقال ارزش ها و هنجارهای اجتماعی به تقویت اعتماد اجتماعی کمک نماید (سبحانی و همکاران، ۱۳۹۶). در ایران نیز فدراسیون ورزش­های همگانی و تفریحی از سال ۱۳۷۷ فعالیت رسمی خود را با امکاناتی هر چند محدود و همانند دیگر ممالک جهان با هدف توسعه و تعمیم ورزش در میان مردم آغاز کرد. در حال حاضر نیز توسعه آن در مقابل ورزش های قهرمانی، به لحاظ وسعت و دامنه شمول، قابل اجرا بودن در شرایط و اماکن گوناگون، کم هزینه و در دسترس بودن و سهولت اجرا برای افراد سنین مختلف، به شدت مورد توجه مدیران و دست اندرکاران ورزش کشور قرار گرفته است (محمدی گیلانی و همکاران، ۱۳۹۶). سیاست مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی در راستای توسعه و گسترش ورزش در بین اقشار مختلف جامعه و بهره گیری از مزایای آن در زمینه جبران کاهش تحرک افراد و کمک به افزایش نشاط و سلامتی جسمانی و روانی شهروندان، از اولویت های هر جامعه رو به رشدی است. با وجود گذشت چند دهه از سیاست ورزش برای همه، هنوز فرصت مشارکت در ورزش به طور نابرابر تقسیم می شود و برخی از گروه های اجتماعی محروم، دستیابی کمتری به ورزش دارند (واندریسچ[11] و همکاران، 2012). چنان که آمار شرکت کنندگان در ورزش همگانی نشان می دهد، وضعیت ورزش همگانی در ایران (19 درصد مشارکت) نسبت به کشورهای پیشرو در ورزش همگانی مانند فنلاند (81 درصد مشارکت)، هلند (77 درصد مشارکت) و آلمان (75 درصد مشارکت) بسیار نامطلوب است (پارساجو و همکاران، 1397). آنچه از این مفهوم استنباط می گردد این است که همه افراد باید از ورزش کردن بهره مند شوند و ورزش حق همه افراد است (آیم[12] و همکاران، ۲۰۱5). ورزش همگانی دارای فوائد     بی­شماری است که همین نکته بر لزوم تلاش هرچه بیشتر برای نهادینه کردن آن در جامعه به عنوان یک فرهنگ اشاره دارد. ورزش همگانی مانند هر نظام دیگر نیازمند تدوین اهداف کلان، راهبرد ها و برنامه های عملیاتی است تا ضمن آگاهی از مسیر حرکت بتواند از هر گونه دوباره کاری، بیراهه رفتن و به هدر رفتن منابع مالی، انسانی، فیزیکی و اطلاعاتی خود اجتناب ورزد. سازمان ها ناگزیر هستند به طور دائم بر رویدادهای داخلی و خارجی نظارت کنند تا بتوانند در زمان مناسب و بر حسب ضرورت، خود را با تغییرات تطبیق دهند. سازمان ها باید به شیوه ای اصولی این تغییرات را شناسایی و خود را با آن وفق دهند (جونس و همکاران، 2007). پارساجو و همکاران (1397)در پژوهشی با عنوان «شناسایی زمینه های مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران» بیان کردند که زمینه ­های مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران به ترتیب اولویت شامل پنج مقوله اصلی عوامل انسانی، عوامل ساختاری، عوامل مدیریتی، پیچیدگی محیطی و عوامل اقتصادی است. همچنین جوادی پور و همکاران (1398) بیان کردند راهبردهای مشارکت اجتماعی ورزش همگانی شامل توسعه بخش‌های کلان، مدیریت جامع ورزش، توسعه آگاهی‌ها و ارتباطات اجتماعی، توسعه ساختاری، محیط‌ جذاب و انگیزش ورزشی می باشد.

سیاست مشارکت اجتماعی- فرهنگی در ورزش همگانی در راستای توسعه و گسترش ورزش در بین اقشار مختلف جامعه و بهره گیری از مزایای آن در زمینه جبران کاهش تحرک افراد و کمک به افزایش نشاط و سلامتی جسمانی و روانی شهروندان، از اولویت­های هر جامعه روبه رشدی است. با وجود گذشت چند دهه از سیاست ورزش برای همه، هنوز فرصت مشارکت در ورزش به طور نابرابر تقسیم می شود و برخی از گروه های اجتماعی محروم، دستیابی کمتری به ورزش دارند (واندریشه[13] و همکاران، ۲۰۱۷). ورزش همگانی با بهره گیری از ورزش، تمرین و فعالیت بدنی همگانی به عنوان ابزاری برای پیاده سازی و توسعه مدلی انسان ساز در جوامع کاربرد دارد. همه افراد با هر ملیت، نژاد و مذهب و توانایی می توانند در حوزه ورزش همگانی شرکت نمایند. چنان که آمار و ارقام شرکت افراد در ورزش همگانی نشان می دهد، وضعیت ورزش همگانی در کشور ایران نسبت به کشورهای پیشرفته جهان و حتی دیگر کشورهای هم رده خود نامطلوب است. در حال حاضر، به دلیل وجود رویکردهای مختلف در مورد میزان و نحوه پرداختن به فعالیت بدنی، آمار دقیق و قطعی از میزان مشارکت در ورزش همگانی در کشور وجود ندارد، اما کلیه آمار و ارقام موجود، میزان مشارکت را ناکافی نشان می­دهند و تأکید مسئولان ورزشی نیز بر این است که ورزش همگانی تا جایی توسعه پیدا کند که در کنار فعالیت های روزمره، به عنوان بخشی از سبد زندگی مردم قرار بگیرد (عرب نرمی و همکاران، ۱۳۹۵). در حال حاضر منابع دولتی آمار مشارکت مردم در ورزش همگانی کشور را ۲۳ درصد بیان می کنند، اما منابع غیر رسمی آمار مشارکت را پایین تر از این دانسته اند که با این همه، نسبت به خیلی از کشورهای پیشرفته دنیا هنوز عقب هستیم (جوادی پور و همکاران، 1397). در مورد توسعه پایدار ورزش همگانی تحقیقات مختلفی از طرف محققان صورت گرفته است و هر کدام از منظری نحوه گرایش مردم به سمت ورزش همگانی را به تصویر کشیده اند. در این میان یکی از شرایطی که باید مهیا گردد تا مشارکت فرهنگی- اجتماعی افراد در ورزش همگانی رشد و توسعه یابد، مشارکت مردم محلی در برنامه های ورزش همگانی و مدیریت و نظارت بر برنامه های آن است و در این بین بهره مندی از راهبردهای خاص به خوبی احساس می شود. منظور از راهبردها، نحوه مدیریت، اداره کردن، انتقال دادن یا پاسخ دادن به پدیده مشارکت فرهنگی- اجتماعی در ورزش همگانی ایران از سوی مدیران است. شناسایی عوامل اجتماعی و فرهنگی مرتبط با گرایش شهروندان به ورزش همگانی به بهترین شکل به مدیران و برنامه ریزان ورزش همگانی کشور می­تواند کمک کند تا با یک برنامه ریزی دقیق، ورزش را در اوقات فراغت شهروندان جای دهند و مردم ورزش همگانی را برای سبک زندگی خویش انتخاب کنند. بنابراین، استفاده از نتایج پژوهس های صورت گرفته در این زمینه به شدت در جامعه ایرانی احساس می شود. از این رو، تحقیق حاضر در پی شناسایی شاخص های توسعه یافتگی پایدار در ورزش همگانی براساس رویکرد تعاملی فرهنگ اجتماع است.

روش‌شناسی پژوهش

روش انجام این پژوهش کیفی است. راهبرد تحقیق در این مطالعه تحلیل داده­بنیاد به روش استراوس و کوربین بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه متخصصان رسانه دارای سابقه تدریس دانشگاهی و فعالان حوزه ورزش همگانی، متخصصان ترویج ورزش همگانی و آشنا با آن، صاحب نظران و صاحب منصبان ورزش ، سیاست گذاران و مشاوران حوزه ورزش همگانی تشکیل می دادند. روش نمونه­گیری به صورت نمونه‌گیری غیر احتمالی[14]، با انتخاب هدفمند و با حداکثر تنوع استفاده شد. اندازه نمونه در این پژوهش بر مبنای شاخص اشباع نظری برابر با 16 نفر بود. همچنین در این تحقیق جمع­آوری اطلاعات به شکل کتابخانه‌ای و میدانی انجام گرفت. برای گردآوری اطلاعات ابتدا ادبیات و پیشینه تحقیق با استفاده از کتب، مجلات، پایان­نامه­های مربوط، آیین­نامه و اسناد مرتبط و سایت­های اینترنتی مورد بررسی قرار گرفت. پس از تهیه راهنمای مصاحبه به نمونه آماری مراجعه شد و داده­های مورد نیاز با استفاده از مصاحبه‌های باز جمع­آوری شد.

برای تجزیه و تحلیل داده‌ها در پژوهش حاضر، از رویکرد مثلث‌سازی[15] استفاده شد. مثلث‌سازی به فرایند استفاده از رویکردها و منابع گوناگون جهت جمع‌آوری اطلاعات در تحقیق اطلاق می شود (اسکینر، ادواردز و کوربت[16]، 2014).

 

            شکل 2: فرایند استفاده از رویکردها و منابع گوناگون جهت جمع‌آوری اطلاعات

علاوه بر این، در پژوهش حاضر جهت سنجش روایی از معیارهای اسکینر و همکاران (2014) که در جدول 1 به آن اشاره شده است، استفاده گردید.

 

جدول 1: روش­های اطمینان از روایی

روش‌های اطمینان از روایی

نحوه اجرا در این پژوهش

درگیری طولانی مدت

افزایش حساسیت نظری، مشارکت عملی و ارتباط با مشارکت‌کنندگان برای ارزیابی برداشت‌های محقق

مشاهده پایدار

مشارکت عملی محقق و حضور در محیط مشارکت و اکتشاف جزئیات تجارب مشارکت ‌کنندگان

بازرسی مجدد مسیرکسب اطلاعات

انجام بازرسی ادواری اطلاعات و کدهای به دست آمده به جهت پیشگیری از سوگیری و اطمینان از صحت، توسط محقق و یک همکار (دانشجوی دکتری) آشنا به موضوع مورد پژوهش

چک کردن با مشارکت کنندگان

بررسی اطلاعات به دست آمده به کمک گروه تحقیق و نظرسنجی از مصاحبه شوندگان در خصوص نتایج

مثلث سازی

استفاده از منابع متعدد برای جمع‌آوری داده‌ها

مقایسه مستمر

مقایسه داده‌های به دست آمده از منابع مورد بررسی با سایر منابع به صورت مستمر در تمام طول تحقیق

برای محاسبه پایایی با روش توافق درون موضوعی دو کدگذار، از یک متخصص مدیریت ورزشی که در مراحل انجام پژوهش حضور داشت و از آگاهی مناسبی در زمینه این پژوهش برخوردار بود، درخواست شد تا به عنوان همکار در کدگذاری تحقیق شرکت کند. آموزش‌ها و تکنیک‌های لازم جهت کدگذاری به همکار تحقیق انتقال داده شد. سپس محققان به همراه همکار، به عنوان نمونه دو مورد از مصاحبه‌ها را کدگذاری کردند و درصد توافق درون موضوعی با استفاده از فرمول زیر محاسبه شد (برانت و چارمز[17]، 2019):

 

 

 

 

بنابراطلاعات جدول 2 ، تعداد کدهای مستخرج به ثبت رسیده معادل 141کد و تعداد کل توافقات بین کدها معادل 60 می­باشد. همچنین، پایایی بین کدگذاران برای مصاحبه­های انجام گرفته در این پژوهش معادل 86 درصد است. لذا با توجه به این که میزان پایایی بیشتر از 60 درصد می­باشد، قابلیت اعتماد کدگذاری­ها مورد تأیید است و می­توان گفت که میزان پایایی تحلیل مصاحبه کنونی مناسب می­باشد (دانایی فرد و امامی، 1386).

 

جدول 2: محاسبه پایایی

ردیف

شماره مصاحبه

تعداد کل کدها

کدهای موردتوافق

کدهای عدم توافق

پایایی

1

4

10

4

2

80/0

2

9

15

6

3

80/0

3

12

16

6

4

75/0

جمع

41

16

9

78/0

گفتنی است کلیه تحلیل­های آماری با کمک نرم­افزار مکس کیودا نسخه 2020 انجام گرفت.

 

یافته‌های پژوهش

در این بخش ویژگی­های نمونه­های تحقیق در قالب سمت، رشته تحصیلی، تحصیلات و حوزه فعالیت ارائه شده است:

جدول 3: مشخصات مصاحبه شوندگان

ردیف

سمت

رشته تحصیلی

تحصیلات

حوزه فعالیت

اجرایی

دانشگاهی

1

هیئت علمی دانشگاه

مدیریت ورزشی

دکترا مدیریت ورزشی

 

ü       

2

هیئت علمی دانشگاه

مدیریت ورزشی

دکترا مدیریت ورزشی

 

ü       

3

هیئت علمی دانشگاه

مدیریت ورزشی

دکترا مدیریت ورزشی

 

ü       

4

هیئت علمی دانشگاه

مدیریت ورزشی

دکترا مدیریت ورزشی

 

ü       

5

هیئت علمی دانشگاه

بازاریابی ورزشی

دکتربازاریابی ورزشی

 

ü       

6

مسئول ورزش همگانی وزرات ورزش

تربیت بدنی

دکترا

ü       

 

7

کارشناس سازمان ورزش

مدیریت ورزشی

کارشناسی ارشد

ü       

 

8

معاون فدراسیون ورزش همگانی

مدیریت ورزشی

دکترا

ü       

 

9

کارشناس فدراسیون

مدیریت

دکترا

ü       

 

10

رئیس هیئت ورزش همگانی

مدیریت ورزشی

کارشناسی ارشد

ü       

 

11

کارشناس فدراسیون

مدیریت رسانه

دکترا

ü       

 

12

مدیران سازمان ورزشی

مدیریت ورزشی

دکترا مدیریت ورزشی

ü       

 

13

مجری و تهیه کننده برنامه ورزشی

مدیریت ورزشی

دکترا مدیریت ورزشی

ü       

 

14

رئیس هیئت ورزش همگانی

مدیریت ورزشی

دکترا مدیریت ورزشی

ü       

 

15

هیئت علمی دانشگاه

مدیریت ورزشی

دکترا مدیریت ورزشی

 

ü       

16

هیئت علمی دانشگاه

مدیریت ورزشی

دکترا مدیریت ورزشی

 

ü       

در این بخش کدهای استخراج شده و مؤلفه­های مربوط به هر یک از آن­ها و در نهایت ارائه­ الگوی شاخص های توسعه یافتگی پایدار در ورزش همگانی براساس رویکرد تعاملی فرهنگ اجتماع خواهد شد؛ به گونه­ای که پس از تجزیه و تجلیل صورت گرفته این امکان وجود دارد تا به سؤالات اصلی و فرعی مطرح شده پاسخ داده شود.

در جدول 4، نحوه کدگذاری سطح اول (اولیه) و سطح دوم (متمرکز) با عنوان درک معنای ارائه الگوی شاخص های توسعه یافتگی پایدار در ورزش همگانی براساس رویکرد تعاملی فرهنگ اجتماع آمده است. به موجب نتایج این جدول، با تحلیل متن مصاحبه­ها و پس از مفهوم­پردازی در مرحله کدگذاری باز، 141 مفهوم اولیه (کدهای باز)، 24 کد محوری و 5 کد گزینشی شناسایی شد.

جدول 4: مفاهیم، مقولات عمده و مقوله محوری هسته استخراج شده از داده­ه­ها

نشانگر

کد اولیه

کدگذاری محوری

کدگذاری اصلی

P2,p4,p8

توجه به ورزش

دیدگاه و رویکرد افراد به ورزش

عوامل علی

P4.p12

توجه به ترکیب بدنی

P3.p13

کاهش فعالیت مردم

P3,p16

نگرش به ورزش

P3,p8,p9

تفکر زیرساختی جامعه

P8,p9,p11

هزینه بالای درمان

مسائل اجتماعی حاد ناشی از بی توجهی به توسعه ورزش

P10,p1

نشاط پایین جامعه

P2,p7,p9

کاهش بازده کاری

P13

بی توجهی هویت فردی و اجتماعی

P5,p9

وجود نگرش های اجتماعی سنتی به ورزش

P7, P9

دور بودن از محیط ناسالم و افراد ناباب

 

 

 

پیوندهای احتماعی (نظریه ی افتراقی)

P1,P2

امکان برقراری روابط دوستانه در محیط های ورزشی

P3,p9

برقراری تعاملات اجتماعی مطلوب

P8,p12

کاهش آسیب پذیری اجتماعی

P10,p14

بهبود جایگاه فرد در اجتماع به واسطه ی احراز مقام های ورزشی

P2

الزام به رعایت هنجارهای اجتماعی به خاطر شرکت در فعالیت ها و رقابت های ورزشی

P13,p14

اغنای حس جلوه گری در محیطی سالم (رقابت های ورزشی)

P3, P12

درگیر بودن و مشغولیت داشتن در یک فعالیت گروهی مثبت

P2, P4, P12

مورد تمجید و شویق قرار گرفتن به خاطر توانمندی های جسمانی و روانی در رقابت های ورزشی

P7, P9, P11, P14

کمک به شکل گیری هویت جمعی در فرد

P3, P4

افزایش توانایی روابط دوستانه با هم تیمی ها و همسالان

وابستگی و تعامل (نظریه ی کنترل اجتماعی)

P1,P10

افزایش توانایی تعامل و همکاری با دیگران

P8, P7

ایجاد حس تعلق و وابستگی نسبت به هم تیمی ها و کادر فنی

P1

بهبود جایگاه فرد در خانواده به واسطه انجام فعالیت های ورزشی مستمر

P8,P16

درک اهمیت و تأثیر انسجام تیمی در رقابت ورزشی

P4, P11

شناخت مردم از جایگاه ورزش همگانی به عنوان یک ضرورت جهت سلامتی

عوامل مرتبط با فرهنگی سازی

P8,P3

ارتقای فرهنگ پرداختن به فعالیت بدنی و ورزش همگانی در بین مردم

P3,P10

چهره سازی و الگو سازی فعالان حوزه ورزش همگانی

P1, P4

ساخت تجهیزات ورزشی مانند پیست اسکیت و جاده تندرستی

توسعه زیرساخت ها

 

P10, P13

وجود تجهیزات و وسایل ورزشی در پارک ها

P,7P10

گسترش ناوگان حمل ونقل عمومی

P1,p16

در دسترس بودن پارک ها به محل کار یا زندگی

P1,p9

در دسترس بودن یا نزدیک بود اماکن ورزشی به افراد

P7,p16

فراهم کردن فضای اختصاصی ورزش برای بانوان

P4,p6,p12

فراهم کردن تسهیلات وبرنامه های ورزشی در محل کار

P3, P12

ارائه برنامه های تشویقی برای کارکنان دولت برای انجام ورزش همگانی

P2, P4, P12

توجه به برنامه های هیئت های ورزش همگانی بصورت منطقه ای

P7, P9, P11, P14

برنامه ریزی برای ورزش افراد دارای محدودیت،  شرایط و بیماری های خاص

P3, P4

فراهم کردن محیط ایستگاه ورزش همگانی با جذبه های بصری

P10, P24

توسعه نهادهای ورزش همگانی

توجه نهادی مردمی به ورزش همگانی

عوامل زمینه ای

P2,p9

توسعه سازمان های مردم نهاد

P2,p14

گسترش ورزش همگانی نسبت به دیگر رشته ها

P2,p14.p15

اقبال گسترده مردم به ورزش همگانی

P7,p15

افزایش دانش و آگاهی مرد نسبت ورزش همگانی

گسترش آگاهی های اجتماعی و فر هنگی

P4,p9.p14

گسترش علم ورزش

P6,p8,p13

تغییرات سبک زندگی اغلب مردم

P9

بهبود رفاه اجتماعی مردم

P14,p15

نهادینه کردن فرهنگ ورزش در جامعه

P3,p7,p13

وجود اعتماد بین مردم با مسئولان

بالا رفتن فرهنگ حقوق شهروندی

P7,p14

توسعه حقوق شهروندی و عدالت اجتماعی

P4,p16

توجه به بعد اخلاقی و فرهنگی ورزش

P1,p14

پخش برنامه ها در زمانی که بیشترین بیننده مخاطب را دارد

P1, P4

پوشش خبری و پخش برنامه هایی از ورزش همگانی حتی در دورترین نقاط کشور که اتفاق می افتد

P10, P13

نیاز سنجی گروه های مختلف در حوزه ورزش همگانی

P10

توجه ویژه به گروه کودک و نوجوان

P1,p14

ارائه برنامه های تخصصی برای سنین مختلف در زمینه ورزش همگانی

P1,p16

ساخت برنامه ها باتوجه به نیاز مخاطبان

P4,p9.p14

بررسی مشکلات افراد در نقاط دور دست نسبت به ورزش همگانی

P8.P12

کمبود توجه به ورزش بانوان و محدودیت در نمایش رسانه ای آن

عدم پوشش و حمایت رسانه ها

 

 

 

 

 

 

 

عوامل مداخله گر

P4,12,P16

کلیشه ای شدن برنامه های ورزش همگانی

P2,P8,P16

کمبود تبلیغات برای بیان اهمیت و ضرورت ورزش همگانی

P4,P7,P16

توجه بیشتر رسانه ها ی جمعی به ورزش قهرمانی و حرفه

P7,P16

آگاه نکردن و عدم اطلاع رسانی مناسب به فوائد فعالیت های بدنی

P2,P15

فاصله زیاد پوشش رویدادهای ورزش حرفه ای و ورزش قهرمانی با ورزش همگانی

 

P1,P6,P13

عدم تشخیص درست نیازهای مخاطبان

عدم توجه به ذائقه مخاطبان

P11,P14

نادیده گرفتن مخاطبان

P10,P16

اعمال نظرات فردی و غیره کارشناسانه

P12

نیاز به تحرک

لذت بردن و علایق شخصی

P9,P13

نیاز به هیجان با کمک ورزش

P2,P7,P13

وجود مسابقه های تفریحی

P2,P7,P11

لذت از تحرک بدنی

P1,P8

نبود چشم­انداز

بی توجهی سیاست­گذاران

P2,P11

عدم توجه به ورزش همگانی به عنوان یک فرصت

P9,P13

اولویت نداشتن ورزش همگانی در جامعه

P10

شناساندن ورزش همگانی به­عنوان ورزش سبز

بهبود مسائل فرهنگی و

اجتماعی ورزش همگانی

راهبردها

P1,P9,P16

مشارکت در امورات فرهنگی در کانون های ورزش همگانی

P7,P12

زمینه سازی فرهنگی جهت ورود خانواده­ها به استادیوم­ها به­عنوان تماشاگر

P16

آماده نمودن بسترهای زیرساختی جهت حضور خانواده ها در ورزشگاهها به­عنوان تماشاگر

P4,P14

فرهنگ سازی و حمایت از توسعه ورزش­های پرطرفدار و جذاب در داخل کشور

P1,P12,P15

انجام اقدامات فرهنگی و اجتماعی برای شرکت مناسب بانوان در ورزش همگانی

P4,P9,P13

تعلیم حاکمیت افراد بر تقدیر خودشان

P7,P16

تدوین برنامه های در جهت افزایش مشارکت بیشتر افراد خانواده ها در ورزش همگانی

حمایت از خانواده و توسعه حقوق شهروندی

P5,P13

شناسایی ساکنان محلات شهری

P7, P14, P15

حمایت از همایش های ورزشی با محوریت خانواده

P3,P7

بالا بردن احساس تعلق شهری

P3, P12

ایجاد باشگاه های ورزش همگانی

توسعه و تجهیز باشگاه های

ورزش همگانی

P2, P4, P12

تجهیز و افزایش خدمات باشگاه های ورزشی موجود

P7, P9, P11, P14

توسعه پارک ها و فضای شهری با قابلیت استفاده برای ورزش همگانی

P3, P4

مناسب سازی اماکن ورزشی برای حضور جانبازان و معلولان

P1,P10

تأمین امنیت حضور بانوان در اماکن ورزشی همگانی

P8, P7

گسترش سرانه فضای ورزشی

P1

استفاده از اماکن مناسب محلی برای ورزش همگانی

P8,P16

ایجاد زیر ساخت های ورزش همگانی در مراکز دولتی و خصوصی برای کارکنان

P4, P11

جهت دهی کانون های ورزش همگانی به امر مشارکت در دیگر امورات اجتماعی

توسعه مشارکت عمومی

کانون های ورزش همگانی

P8,P3

انجام امورات خیریه توسط کانون های ورزش همگانی

P3,P10

هدایت کانون های ورزش همگانی به سمت مشارکت در دیگر امورات اجتماعی

P2,P10

ارتقای مهارت های زندگی در کانون های ورزش همگانی

P8,P9

توجه به باشگاه های ورزش همگانی به عنوان یک نهاد معتبر اجتماعی

P1,P3,P14

ایجاد بسترهای حضور در ورزش همگانی در کانون های اجتماعی محلات

P7

استفاده از ظرفیت­های مذهبی موجود در این زمینه

P10,P15

ارتباط مستمر مسئولان کانون با اعضا جهت حضور مداوم

P3,P9

تشویق افراد متاهل برای شرکت در ورزش همگانی

P2,P9

توسعه آموزش عمومی از طریق کانون های ورزشی

P8,P15

ترغیب افراد به مشارکت در کار خیر

P6,P11

ورزش جزئی از برنامه های نهادهای اجتماعی

P5,p9

آمورش و ارتقای مهارت های ارتباطی شرکت کنندگان در کانون های ورزش همگانی

توسعه ارتباطات اجتماعی

P7, P9

توسعه مهارت ارتباطی مسئول کانون با شرکت کنندگان

P1,P2

ایجاد ارتباطات فرامنطقه­ای بین کانون ها

P3,p9

تعریف اهداف مشترک بین احاد مردم

P8,p12

کمک به ایجاد پیوندهای غیر رسمی

P10,p14

سوق کارهای فردی به سمت کارهای گروهی در نهادها و سازمان های مردمی

P2, P13

ورزش همگانی جایی برای پیدا کردن هم صحبت

P13,p14

بیمه ورزشی و حمایت بهداشتی از ورزش همگانی

حمایت های قانونی و حقوقی از

ورزش همگانی

P3, P12

حمایت های حقوقی و اجتماعی از کانون های ورزش همگانی بانوان

P2, P4, P12

ایجاد مزایای اجتماعی برای افراد عضو کانون های ورزش همگانی

P7, P9, P11, P14

اختصاص بخشی از ساعات کار اداری به ورزش همگانی

P3, P4

حمایت از ورزش درون سازمانی

P5,p9

جذب خیرین ورزشی ساز در ورزش همگانی

خصوصی سازی ورزش همگانی

P7, P9

عدم دخالت دولت در امورات جاری کانون های ورزش همگانی محلی

P1,P2

حمایت بخش خصوصی از ورزش همگانی

P1, 24, P5, P3

افزایش شادابی و نشاط در جامعه

بهبود تعاملات اجتماعی

پیامدها

P14

کاهش استرس، فشار و مشغله­های کاری بین اعضای جامعه

P7,P16

کاهش آسیب­های اجتماعی آتی

P1,P15

افزایش حس مثبت به زندگی در جامعه

P9,P11

افزایش میزان اعتبار و سرمایه گذاری در ورزش همگانی

افزایش میزان مشارکت در فعالیت بدنی

 

P3,P9,P14

و مشارکت بخش دولتی و غیر دولتی در ورزش همگانی

P1, P3

افزایش مشارکت زنان و مردان در ورزش همگانی تفریحی

P3,P14

بالا بردن بهره وری صنعت و توسعه بخش همگانی با توجه به سلامتی کارگران بخش صنعت

P1, P3

اضافه شدن ورزش به سبد خانوار

P5,P12

مشارکت خانواده ها بصورت جمعی در فعالیت های بدنی

P1,P6

افزایش تورهای گردشگری ورزشی از قبیل پیاده روی، صخره نوردی، کویر نوردی و... با رویکرد سلامت و تفریحات سالم

نهادینه کردن ورزش همگانی در جامعه

P9,P12

افزایش جشنواره ها، همایش های عمومی، هیئت ها و انجمن های فعال ورزش همگانی

P4,P10

افزایش برنامه های رادیویی و تلویزیونی در مورد ورزش همگانی و سلامت

P10,P13

افزایش ایستگاه های ورزش همگانی و مراکز مشاوره تغذیه

P14,P16

افزایش تعداد ورزشکاران شهری، روستایی و عشایر

P3,P8,P12

افزایش باشگاه ها و اماکن ورزشی فعال بانوان

P1,P15

افزایش اطلاعات فرد

تغییر نگرش و رفتار افراد نسبت به ورزش همگانی

P9,P10

تغییر باورهای هنجاری

P13,P14,P16

نگرش مثبت به فعالیت بدنی

P5,p9

افزایش تعاملات اجتماعی

P7, P9

ورود ورزش به سبد زندگی خانوار

         

 

مرحله بعدی کدگذاری داده­ها به «کدگذاری محوری» موسوم است. در این مرحله، مقوله­ها به صورت یک شبکه با هم در ارتباط قرار می­گیرند. همچنین این مرحله مشتمل بر ترسیم یک نمودار است که «الگوی کدگذاری» نامیده می شود. الگوی کدگذاری، روابط میان شرایط علی، راهبردها، شرایط زمینه­ای و مداخله­گر و پیامدها را نمایان می­کند (کریوگر و نیومن، 2006). این فرایند در نمودار 1 نمایان شده است:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرایط علی

دیدگاه و رویکرد افراد به ورزش

مسایل اجتماعی حاد

بی توجهی به توسعه ورزش

پیوندهای اجتماعی

وابستگی و تعامل

عوامل مرتبط به مسایل فرهنگی

شرایط مداخله گر

عدم پوشش و حمایت رسانه ها، عدم پوشش برنامه ها توسط رسانه ها، لذت بردن و علایق شخصی، بی توجهی سیاست گذران

شرایط زمینه ای

توسعه زیرساخت ها، توجه نهادهای مردمی به ورزش، گسترش آگاهی های اجتماعی و فرهنگی ، بهبود اعتماد و عدالت اجتماعی، ارتقای فرهنگ و حقوق شهروندی

پدیده محوری

توسعه پایدار ورزش همگانی با رویکرد فرهنگی اجتماعی

راهبرد ها

بهبود مسایل فرهنگی اجتماعی

حمایت از خانواده و توسعه حقوق شهروندی

توسعه و تجهیز باشگاه های ورزشی

توسعه ارتباطات اجتماعی

حمایت های قانونی از ورزش همگانی

خصوصی سازی ورزش همگانی

پیامدها

بهبود مسایل فرهنگی اجتماعی

افزایش میزان مشارکت در ورزش

نهادینه کردن ورزش همگانی

تغییر نگرش و رفتار افراد به ورزش همگانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 3: الگوی پارادایمی شاخص های توسعه یافتگی پایدار در ورزش همگانی براساس رویکرد تعاملی فرهنگ اجتماعی

بحث و نتیجه گیری

ورزش همگانی، با وجود رشد در سال های اخیر هنوز از جایگاه مطلوبی در سطح جامعه برخوردار نیست و نیازمند برنامه­ریزی و توجه ویژه جهت رشد و توسعه پایدار در سراسر کشور است. می­توان گفت یکی از اقدامات مهم برای انجام رسالت سازمان های ورزشی در کشور، داشتن راهبردهایی جامع و کامل می­باشد (غفرانی و همکاران، 1388). امروزه توسعه ورزش به عنوان یک سیاست عمومی بر دیگر مباحث سیاسی دولت ها برتری گرفته است و اغلب کشورهای پیشرفته جهان در برنامه ریزی ها و سازماندهی ورزش همگانی خود با دیگر کشورها رقابت می کنند و به طور مرتب در حال ارائه برنامه های خلاق برای رشد این ورزش هستند (سید عامری و قربان بردی، ۱۳۹۱). با پیشرفت روزافزون علم و فناوری، مدیریت و برنامه ریزی نقش مؤثری در سازمان های اجتماعی و اجرایی یافته است (جوادی پور و سمیع­نیا، ۱۳۹۲). شهبازی و همکاران (۱۳۹2) در تحقیق خود از بین راهکارهای مربوط به ساختار تشکیلاتی و وضع قوانین و مقررات، مشخص کردن شرح وظایف تمام سازمان ها و نهادهای دست اندرکار ورزش همگانی، اتحاد و یکپارچگی بین سازمان های دست اندرکار ورزش همگانی در کشور را دارای اولویت دانسته اند. بنابراین توجه به عوامل مدیریتی برای گسترش مشارکت افراد جامعه، فراهم بودن نظارت و تصمیم گیری افراد جامعه در ورزش همگانی، امری است که مشارکت را حداکثری و ورزش همگانی را به سمت مردمی بودن سوق می دهد. حتی خدمات عمومی ورزشی در جامعه بهتر است در جهت خصوصی سازی پیش روند و ورزش همگانی نیز که به عنوان یک خدمت عمومی شناخته می شود، حق هر شهروندی در جامعه برای دسترسی آسان، ارزان قیمت و با کیفیت به آن به شمار می آید. از اولین گام ها در مسیر خصوصی سازی می توان از گسترش اندیشه، مفهوم سازی و فرهنگ سازی درباره تفکر خصوصی سازی نام برد. به طور کلی شرایط لازم برای خصوصی سازی می تواند تاثیر مستقیم بر توسعه ورزش های همگانی داشته باشد (لی[18]، 2012). مشارکت اجتماعی در زمینه های مساعد برای توسعه ورزش همگانی اتفاق می افتد و از جمله عواملی که توسعه آن می تواند به مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی کمک شایانی بنماید، توسعه عوامل انسانی آن جامعه است. توسعه عوامل و نیروهای انسانی در این تحقیق چنان حائز اهمیت است که به عنوان زیربنای توسعه سایر بخش ها در توسعه مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی در نظر گرفته شده است و مهم ترین عامل از منظر مشارکت کنندگان در این زمینه محسوب می شود. عامل اقتصادی برعکس تصور همه، به عنوان عاملی با اهمیت کمتر برشمرده شده است. در نتیجه، شرکت کنندگان در ورزش همگانی مهم ترین رکن توسعه ای در گسترش ورزش همگانی هستند و اهمیت دادن به توسعه روزافزون آنها در همه موارد می تواند با اهمیت ترین راهبرد مدیران جامعه به شمار رود. افزایش دانش و آگاهی مردم در موارد مختلف اعم بهداشتی، سلامتی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی، زمینه توسعه مشارکت آنها را فراهم می نماید. امروزه با توجه به گسترش رسانه های گروهی و توسعه اطلاعات و دانش افراد جامعه در موارد گوناگون، زمینه برای توسعه ورزش همگانی مساعدتر شده است. گسترش علم ورزش و یافته های جدید علمی در نقش ورزش همگانی در سلامتی جسمانی و روانی و توصیه به ورزش و تحرک از طرف متولیان سلامت جسمانی و روانی جامعه، زمینه را برای توجه عمومی به ورزش همگانی مساعد نموده است.

 بی شک، وضع قوانینی در ایجاد حمایت و پشتیبانی از متولیان خصوصی و مشارکت مردم یک محله در همه ابعاد توسعه ای ورزش همگانی به صورت تعاون می تواند در توسعه برنامه مشارکت مردم در غیردولتی نمودن ورزش همگانی اهمیت داشته باشد. بنابراین واگذاری مدیریت کانون های ورزش همگانی در راستای استفاده از ظرفیت های محلی و تمرکز زدایی از بخش دولتی است. توسعه آگاهی­های عمومی، بهبود تعاملات اجتماعی و گسترش انجام امورات به صورت داوطلبانه در بین مردم از جمله امورات توسعه عوامل انسانی در جامعه است. در نتیجه توسعه امورات اجتماعی شرکت کنندگان در ورزش همگانی یکی عوامل شناسایی شده در توسعه ای در گسترش ورزش همگانی است. افزایش دانش و آگاهی مردم در موارد مختلف اعم بهداشتی، سلامتی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، زمینه توسعه مشارکت آنها را فراهم    می نماید. امروزه با توجه به گسترش رسانه های گروهی و توسعه اطلاعات و دانش افراد جامعه در موارد گوناگون، زمینه برای توسعه ورزش همگانی مساعد تر شده است. گسترش علم ورزش و یافته های جدید علمی در نقش ورزش همگانی در سلامتی جسمانی و روانی و توصیه به ورزش و تحرک از طرف متولیان سلامت جسمانی و روانی جامعه، زمینه را برای توجه عمومی به ورزش همگانی مساعد نموده است. نتایج مطالعه هولمن[19] و همکاران (۲۰۱۶) نشان داد که متغیرهای اوقات فراغت، جنسیت، تحصیلات، ملیت، تابعیت و رفاه روانی- اجتماعی قابلیت پیش‌بینی مشارکت ورزشی افراد را دارند و عوامل انسانی نقش تعیین کننده‌ای در مشارکت افراد ایفا می کنند. عابدینی و طالبی (۱۳۹۶) بیان می‌کنند که عوامل اجتماعی- فرهنگی با میزان گرایش شهروندان به ورزش همگانی رابطه‌ مثبتی دارند. نتایج تحقیق شهبازی و همکاران (۱۳۹۲) نشان داد که از میان راه­کارهای مربوط به نیروی انسانی، دو راهکار بهره گیری از نیروهای داوطلب در توسعه ورزش همگانی و تربیت کارشناسان و مدیران حرفه ای در ورزش همگانی در اولویت هستند. قره و همکاران (۱۳۹۵) در تحقیقی نشان دادند رسانه ها با توجه به قدرتی که در جذب توده مخاطبان و مشارکت در فرآیند شکل دهی افکار عمومی دارند، می توانند نقش درخور ملاحظه ای در افزایش مشارکت مردم در ورزش های تفریحی داشته باشند. نتایج به دست آمده با نتایج قره و همکاران (1395) همخوان بوده است که  دریافتند توسعه وسایل ارتباطی جمعی که به توسعه ارتباطات اجتماعی و در نتیجه بهبود مشارکت اجتماعی در افراد جامعه گردیده است می تواند به عنوان پتانسیل توسعه مشارکت اجتماعی در همه زمینه های اجتماعی من جمله ورزش همگانی باشد و در برنامه ریزی درازمدت برای توسعه مشارکت اجتماعی باید عوامل انسانی و مسائل توسعه ارتباطات انسانی و بالا بردن آگاهی های اجتماعی در اولویت توجه قرار گیرد و کار فرهنگی در این مورد انجام بگیرد تا نیروی انسانی آمادگی مشارکت در این امر را داشته باشند. توسعه و گسترش زیرساخت ها و اماکن و تجهیزات ورزش همگانی در مناطق مختلف از اولویت خاصی برخوردار است و گسترش نهادهای ورزش همگانی و هیئت های ورزشی مردمی در همه نواحی می تواند زمینه را برای مشارکت اجتماعات محلی در ورزش همگانی را فراهم نماید. واندر مشوان و همکاران[20] (۲۰۱۷) دریافتند که باشگاه های ورزشی  در تسهیل مشارکت اجتماعی مردم نقش اثرگذاری دارند.  توسعه آگاهی­های عمومی، بهبود تعاملات اجتماعی و گسترش انجام امورات به صورت داوطلبانه در بین مردم از جمله امورات توسعه عوامل انسانی در جامعه است. در نتیجه، توسعه امورات اجتماعی شرکت کنندگان در ورزش همگانی یکی مهمترین راهبردهای توسعه ای در گسترش ورزش همگانی است. افزایش دانش و آگاهی مردم در موارد مختلف اعم بهداشتی، سلامتی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی، زمینه توسعه مشارکت آنها را فراهم می نماید. امروزه با توجه به گسترش رسانه های گروهی و توسعه اطلاعات و دانش افراد جامعه در موارد گوناگون، زمینه برای توسعه ورزش همگانی مساعدتر شده است. گسترش علم ورزش و یافته های جدید علمی در نقش ورزش همگانی در سلامتی جسمانی و روانی و توصیه به ورزش و تحرک از طرف متولیان سلامت جسمانی و روانی جامعه، زمینه را برای توجه عمومی به ورزش همگانی مساعد نموده است. همچنین نوع تعلیم و تربیت افراد از زمان کودکی و پرداختن به ورزش و بازی های دوران کودکی می تواند شرایط را برای سوق افراد به سمت ورزش همگانی در بزرگسالی مهیا نماید. توسعه بر پایه هر تعریف یا هر تعبیر و دیدگاهی در نهایت بیانگر مفهومی واحد برای رسیدن به شادابی، بالندگی، عدالت، آزادی و پویایی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. بنابراین باید بپذیریم که توسعه امری نیست که خود به خود به وقوع پیوندد، بلکه برای نیل به آن باید برنامه و هدف داشت و در راه رسیدن به آن کوشش کرد (جوادی پور و همکاران، ۱۳۹۲). ایبرت و اسمیت[21] (۲۰۱۰)، نشان دادند که ایجاد انگیزه در افراد برای مشارکت فعال در فعالیت های بدنی با توجه به اثرات سودمند آن بر سلامتی باید  بخشی از دستور کار سیاست های بهداشتی دولت باشد. همچنین در راستای توجه به ابعاد بهداشتی ورزش، مگان و همکاران (۲۰۱۶)، فلوید و همکاران (۲۰۱۶) و کین[22]  و همکاران (۲۰۱۵) نشان دادند که مشارکت اجتماعی بخصوص مشارکت در فعالیت های بدنی با سلامتی و بهداشت افراد جامعه ارتباط تنگاتنگی دارد که با یافته های تحقیق همخوانی دارد. در نتیجه، جذابیت های محیطی و مسائل انگیزشی در باشگاه های ورزشی از جمله مواردی است که پراختن به آن و مدیریت اصولی آنها در راستای توسعه مشارکت های اجتماعی در ورزش همگانی از موضوعات مهم مدیریت ورزش همگانی است. ورزش همگانی، با وجود رشد در سال های اخیر هنوز از جایگاه مطلوبی در سطح جامعه برخوردار نیست و نیازمند برنامه ریزی و توجه ویژه جهت رشد و توسعه پایدار در سراسر کشور است. می توان گفت یکی از اقدامات مهم برای انجام رسالت سازمان های ورزشی در کشور، داشتن راهبردهایی جامع و کامل می باشد. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی راهبردهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران بود. مشارکت اجتماعی و  فرهنگی در زمینه های مساعد برای توسعه ورزش همگانی اتفاق می افتد و از جمله عواملی که توسعه آن می تواند به مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی کمک شایانی بنماید، توسعه عوامل انسانی آن جامعه است. توسعه عوامل و نیروهای انسانی در این تحقیق چنان حائز اهمیت است که به عنوان زیربنای توسعه سایر بخش ها در توسعه مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی در نظر گرفته شده است و مهم ترین عامل از منظر مشارکت کنندگان در این زمینه محسوب  می شود. عامل اقتصادی برعکس تصور همه، به عنوان عاملی با اهمیت کمتر بیان شده است. در نتیجه شرکت کنندگان در ورزش همگانی مهم ترین رکن توسعه ای در گسترش ورزش همگانی هستند و اهمیت دادن به توسعه روزافزون آنها در همه موارد می تواند با اهمیت ترین راهبرد مدیران جامعه به شمار رود. افزایش دانش و آگاهی مردم در موارد مختلف اعم بهداشتی، سلامتی، اجتماعی، فرهنگی و ورزشی، زمینه توسعه مشارکت آنها را فراهم می نماید. امروزه با توجه به گسترش رسانه های گروهی و توسعه اطلاعات و دانش افراد جامعه در موارد گوناگون، زمینه برای توسعه ورزش همگانی مساعدتر شده است. گسترش علم ورزش و یافته های جدید علمی در نقش ورزش همگانی در سلامتی جسمانی و روانی و توصیه به ورزش و تحرک از طرف متولیان سلامت جسمانی و روانی جامعه، زمینه را برای توجه عمومی به ورزش همگانی مساعد نموده است. همچنین نوع تعلیم و تربیت افراد از زمان کودکی و پرداختن به ورزش و بازی های دوران کودکی می تواند شرایط را برای سوق افراد به سمت ورزش همگانی در بزرگسالی مهیا نماید. سوادی و همکاران (1397) نشان دادند همگانی شدن ورزش بر اساس چارچوب حمایت عوامل محیطی، مداخله مثبت عوامل مدیریتی، بسترسازی منابع و نهایتا از طریق عوامل رفتاری صورت می پذیرد و عابدینی و طالبی (1396)  بیان می کنند که عوامل اجتماعی- فرهنگی با میزان گرایش شهروندان به ورزش همگانی رابطه مثبتی دارد. همچنین صفاری و قره (1395) نشان دادند محیط اجتماعی، مهم ترین مولفه محیطی است و تدوین برنامه های آتی براساس بافت اجتماعی، شیوه زندگی، گروه­های همسن و تهیه و تدارک امنیت اجتماعی در پیرامون اماکن و فضاهای ورزشی تفریحی می تواند زمینه­ای مناسب برای همگانی شدن ورزش در ایران را فراهم کند. شهبازی و همکاران (1392)  در تحقیق خود در میان راهکارهای مربوط به نیروی انسانی، دو راه کار بهره گیری از نیروهای داوطلب در توسعه ورزش همگانی و تربیت کارشناسان و مدیران حرفه ای در ورزش همگانی را در اولویت دانسته اند.

با پیشرفت روزافزون علم و فناوری، مدیریت و برنامه ریزی نقش موثری در سازمان های اجتماعی و اجرایی یافته است. بحث عوامل مدیریتی، سومین اولویت پیشنهادی در فراهم نمودن زمینه توسعه مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران است. امروزه توسعه ورزش به عنوان یک سیاست عمومی بر دیگر مباحث سیاسی دولت ها برتری گرفته است و اغلب کشورهای پیشرفته جهان در برنامه ریزی ها و سازمان دهی ورزش همگانی خود با دیگر کشورها رقابت می کنند و به طور مرتب در حال ارائه برنامه های خلاق برای رشد این ورزش هستند. نتایج به دست آمده با نتایج شهبازی و همکاران همسو بود. به طور کلی نتایج تحقیق نشان داد راهبردهای مختلفی برای توسعه مشارکت اجتماعی و فرهنگی در ورزش همگانی ایران باید به کار گرفته شود تا بسترهای مشارکت مردمی در ورزش همگانی مهیا گردند و شاهد رشد و شکوفایی و همه گیر شدن ورزش همگانی در کشور ایران باشیم. در این میان توجه جدی به حضور و مشارکت مردم در همه امورات مربوط به توسعه ورزش همگانی یک حقیقتی اجتناب ناپذیر است، چرا که بدون حضور مردم مشارکتی در کارها صورت نمی گیرد و توسعه ورزش همگانی عقیم خواهد ماند. بنابراین، توجه دست اندکاران امر ورزش همگانی به فراهم نمودن بسترهای اجرایی راهبردهای پیشنهادی موجب ورود مردم در فرهنگ سازی، جامعه پذیری، سازماندهی، نظارت و کنترل ورزش همگانی در ابعاد مختلف خواهد شد و زمینه مشارکت اجتماعی حداکثری مردم در ورزش همگانی پدیدار خواهد گشت. گفتنی است که به کار بستن راهبردهای پیشنهادی در توسعه مشارکت مردم در ورزش همگانی مطابق با الگوی تحقیق مرحله به مرحله نبوده و همه این مراحل باید به طور همزمان صورت پذیرد، ولی گستردگی کار بست راهبردهای پیشنهادی به ترتیب رتبه دارای اولویت می باشد.

  • منابع

    • ابراهیمی، عبدالحسین؛ مهدی پور، عبدالرحمن و ازمشا، طاهره. (۱۳۹۴). «تأثیر شاخص های همجواری و دسترسی به مکان های ورزشی بر میزان مشارکت ورزشی (مطالعه موردی: مناطق هشتگانه شهر اهواز)». مطالعات مدیریت رفتار سازمانی در ورزش. دوره 2، شماره ۵،صص ۳۱-۳۹ .
    • آصفی، احمدعلی و اسدی دستجردی، حسن. (۱۳۹۵). «بررسی موانع توسعه ورزش همگانی در دانشگاه های دولتی شهر تهران و ارائه راهکارهای کاربردی توسعه ی آن». مدیریت ورزشی. دوره 8، شماره ۶ ، صص ۸۲۳ – ۸۴۴.
    • پارساجو، علی؛ جوادی پور، محمد و زارعیان، حسین. (1397). «تعیین راهبردهای مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران». پژوهش های معاصر در مدیریت ورزشی. سال 8، شماره 16، صص 13- 28.
    • جوادی پور، محمد؛ زارعیان، حسین و پارساجو، علی. (1397). «شناسایی زمینه های مشارکت اجتماعی در ورزش همگانی ایران: یک مطالعه کیفی» .مجله آموزش و سلامت جامعه.35، صص۲۰-۳۰.
    • جوادی پور، محمد و سمیع نیا، مونا. (1392). «تبیین موقعیت راهبردی و ارائه راهبرد توسعه ورزش همگانی ایران». پژوهش های مدیریت ورزشی و علوم حرکتی. دوره 3، شماره 5، صص 15-28.
    • خالدی فرد، علی؛ علی دوست قهفرخی، ابراهیم؛ محمودوند، زهرا؛ آقایی، احد و کعب عمیر، رضا. (۱۳۹۷). «بررسی عوامل و موانع مشارکت در ورزش همگانی و تفریحی در استان های ترک، کرد و لرنشین ایران». رویکردهای نوین در مدیریت ورزشی. 6(20) ، صص ۲۱-۳۷.
    • سبحانی، بهمن و هاشمی، سیدضیا. (1396). «کارکردهای اجتماعی ورزش همگانی با تاکید بر اعتماد اجتماعی». مطالعات مدیریت ورزشی. شماره 42، صص 185-201.
    • سوادی، مریم؛ همتی نژاد، مهدی؛ قلی زاده، مهدی و گوهر رستمی، حمیدرضا. (1397). «طراحی الگوی توسعه ورزش برای همه در استان هرمز گان». مطالعات مدیریت ورزشی. 6 (2)، صص 75-
    • سیدعامری، حسن و قربان بردی، محمدالق. (1391). «تبیین راهکارهای جذب و افزایش مشارکت شهروندان در برنامه های ورزش همگانی و تفریحی (مطالعه موردی: ارومیه)». پژوهش های مدیریت ورزشی و علوم حرکتی. سال 2، شماره 4، صص 23-34.
    • شهبازی، مهدی؛ شعبانی، کیوان و صفاری، مریم. (1392). «ورزش همگانی (ضرورت، موانع، راهکارها)». فصلنامه مجلس و راهبرد. سال 20، شماره 76، صص 69-97.
    • شهبازی، رضا؛ مصطفایی کیوی، جواد؛ دایی، روح الله و سجادی، سید نصرالله. (1397). «بررسی نقش رسانه‌های جمعی در توسعه ورزش همگانی (از دیدگاه دانشجویان دانشگاه تهران)». فصلنامه علمی مدیریت ارتباطات در رسانه های ورزشی. 6(1)،صص 34-42.

    Doi: 10.30473/jsm.2018.5116

    • صفاری، مرجان و قره محمد علی. (1395). «شناسایی و رتبه بندی عوامل محیطی مؤثر بر همگانی شدن ورزش های تفریحی ایران». نشریه مدیریت ورزشی. 8(1)، صص 51-68.
    • عابدینی، صمد و طالبی، شیدا. (1396). «عوامل اجتماعی- فرهنگی مرتبط با میزان گرایش شهروندان به ورزش همگانی خلخال». جامعه شناسی کاربردی. شماره 65، صص 131-144.
    • عرب نرمی، بتول؛ گودرزی، محمود؛ سجادی، سید نصرالله و خبیری، محمد. (1395). «تلویزیون و توسعه ورزش همگانی: یک نظریه برخاسته از داده ها». مطالعات مدیریت ورزشی. 8 (40)، صص 17-38.
    • غفرانی، مهدی؛ گودرزی، محمود؛ سعدی، محمد سجاد و جلالی فراهانی، مجید. (1388). «طراحی و تدوین راهبرد برای قهرمانی و ورزش های همگانی در سیستان و استان بلوچستان». حرکت. 39، صص 31-107.
    • قره، محمدعلی؛ صفاری، مرجان و نیری، شهرزاد. (1395). «بازپردازی کارکردهای رسانه ملی جهت توسعه ورزش های تفریحی: ارائه راهبردها و راهکارها». دوفصلنامه پژوهش در مدیریت ورزشی و رفتار حرکتی. سال 6،14 پیاپی 14، شماره 11، صص 63-76.
    • کشگر، سارا و سلیمانی، مجتبی. (1391). «نقش برنامه خصوصی سازی بر توسعه ورزش همگانی از دیدگاه کارشناسان». پژوهش های کاربردی مدیریت و علوم زیستی در ورزش. شماره2، صص 99-104.
    • دانایی­فرد، حسن و امامی، مجتبی. (1386). «تأملی بر نظریه­پردازی داده بنیاد». اندیشه مدیریت. سال 1، شماره 2، صص 69-97.
    • محمدپور، احمد. (1392). روش تحقیق کیفی ضد روش 1 و 2: مراحل و رویه­های علمی در روش­شناسی کیفی. تهران: انتشارات جامعه­شناسان
    • محمدی گیلانی، معصومه؛ معمار بهابادی، نرگس و خیابانی، حسنا. (1396). «شناسایی عوامل موثر بر رشد و توسعه ورزش همگانی در بین زنان شهر کرمانشاه». سومین همایش ملی علوم ورزشی و تربیت بدنی ایران. تهران، انجمن توسعه و ترویج علوم و فنون بنیادین.
    • موسوی، شیما؛ اکبری، پریسا و نظریان، علی. (1396). «بررسی تأثیر تعامل اجتماعی و تبادل بین اعضای گروه‌های داوطلب بر مدیریت داوطلبی رویداد ورزشی (مطالعه موردی: سیزدهمین المپیاد فرهنگی ورزشی دانشجویان) ». مطالعات مدیریت ورزشی. 9(46)، صص 141-156 .

    Doi: 10.22089/smrj.2017.4458.1858

    • هاشمی مطلق، شقایق؛ اصلانخانی، محمدعلی و صفانیا، علی محمد. (1398). «نقش میانجی حمایت اجتماعی و خودکارآمدی در رابطه بین محیط ادراک‌شده و مشارکت در فعالیت بدنی اوقات‌فراغت کارکنان». مطالعات مدیریت ورزشی. 11(57)، صص 197-216.

    Doi: 10.22089/smrj.2019.5640.2126

    • Auld, C. (2008). “Voluntary sport clubs: The potential for the development of social capital”. In Nicholson, M., & Hoye, R. (Eds). Sport and social capital. (1st Ed.), Amsterdam: Butterworth-Heinemann Press.
    • Bryant, A., & Charmaz, K. (Eds.). (2019). The SAGE handbook of current developments in grounded theory. Sage
    • Claeys, A. S. (2017). “Better safe than sorry: Why organizations in crisis should never hesitate to steal thunder”. Business Horizons, 41(3), pp: 293-300.
    • Eberth, B. Smith, M. D. (2010). “Modelling the participation decision and duration of sporting activity in Scotland”. Economic Modelling, 27: 822–834. Journal homepage: elsevier.com/locate/ecmod.
    • Eime, R. Charity M., Melanie J. Harvey, Jack T. Payne, Warren R. (2015). “Participation in sport and physical activity: associations with socio-economic status and geographical remoteness”. BMC Public Health, 15:434.
    • Floud, S. Balkwill, A. Canoy, D. Reeves, G. K. Green, J. Beral, V. and Cairns, B. J. (2016). “Social participation and coronary heart disease risk in a large prospective study of UK women”. European Journal of Preventive Cardiology, Vol. 23.9. 995–1002.
    • Hallmann, K. Mun i, Cristina A. Breuer, C. Dallmeyer, So. Metz, M. (2017). “Leisure participation: modelling the decision to engage in sports and culture”. Journal of Cultural Economics, volume 41, pages467–487.DOI 10.1007/s10824-016-9275-8..
    • Hamer, M., Weiler, R., Stamatakis, E. (2014). “Watching sport on television, physical activity, and risk of obesity in older adults”. BMC Public Health, 14(1):1-4. PMID: 24400697 DOI: 10.1186/1471-2458-14-10
    • Jones, R., Noble, G. I. (2007). “Grounded theory and management research: A lack of integrity?” Qual Res Organ Manag Int J. 2(2):84-103. DOI: 10.1108/17465640710778502
    • Kreuger, L., & Neuman, W. L. (2005). Social work research methods: qualitative and quantitative approaches: with Research Navigator. Pearson/Allyn and Bacon.
    • Lee Lok, J. (2012). “The effects of socio-economic status on physical activity participation in Hong Kong adolescents: asocial ecological approach”. The University of Hong Kong (Pokfulam, Hong Kong), http://hdl.handle.net/10722/17453 9.
    • Meghan, W., Kathleen, J., Ganley, P.S.P. (2016). “The association between social participation and lower extremity muscle strength, balance, and gait speed in US adults”. Preventive Medicine Reports, 4. 142–14. http://ees.elsevier.com/pmed.
    • Piškur, Barbara., Daniëls, Ramon., Jongmans, J., Marian, Ketelaar, Marjolijn., Smeets, Rob., Norton Meghan, Beurskens, Anna. (2014). “Participation and social participation: are they distinct concepts?” Clinical Rehabilitation, Vol. 28(3) 211–220
    • Qin, J., Theis, K.A., Barbour, K.E., Helmick,  G. , Baker, N. A., Brady, T.J. (2015). “Impact of arthritis and multiple chronic conditions on selected life domains — United States”. MMWR Morb. Mortal. Wkly Rep. 64 .21:578–582, 
    • Skinner, J., Edwards, A., & Corbett, B. (2014). Research methods for sport management. Routledge
    • Vandendriessche, J. B., Vandorpe, B. F., Vaeyens, R., Malina, R. M., Lefevre, J., Lenoir, M., Philippaerts, R.M. (2012). “Variation I sport participation, fitness and motor coordination with socioeconomic status among Flemish children”. Pediatr Exerc Sci. 24(1):113-28. PMID: 22433257 DOI:10.1123/pes.24.1.113
    • Vandermeerschen, H., Meganck, J., Seghers, J., Vos, S., Scheerder, J. (2017). “Sports, Poverty and the Role of the Voluntary Sector. Exploring and Explaining Nonprofit Sports Clubs”. Efforts to Facilitate Participation of Socially Disadvantaged People. LSTR. Volutes. 28:307–334.
    • Wicker, P. Hallmann, K. Breuer, C. (2013). “Analyzing the impact of sport infrastructure on sport participation using geo-coded data: Evidence from multi-level models”. Sport Management Review, 16. 54–67. Journal homepage: elsevier.com/locate/smr